سفر به اعماق درون و گمشده ها

اکنکار کلید جهانهای اسرار

اکنکار کلید جهانهای اسرار

نویسنده: پال توئیچل

مترجم: هوشنگ اهرپور

از و یکی پدیا

اکَنکار طریقت قدیمی است که در حدود سال ۱۹۶۵ از حالت پنهانی در آمد. بنیانگذار این طریقت پال توئیچل بود. مرکز این طریقت در شهر چن‌هسن در ایالت مینه‌سوتا در آمریکا است.


 

+افزودن نکته ای لازم است و ان اینکه سری پال توئیچل از سوی نظام وایراگی مامور احیای طریقتی باستانی گشت که ان را به نام باستانی اکنکار به جهانیان معرفی کرد.اکنکار ربشه ای باستانی دارد که در عصر حاضر از خفا به عیان رو کرد.معنای ان همکاری با خداوند می باشد.

پیروان این طریقت معتقدند که اکنکار دانش باستانی سفر روح است. مقوله‌ای درباره انعکاس آگاهی درونی است که از میان وضعیت‌های تحتانی به وضعیتهای شعفناک و نشئه‌آور الهی سفر می‌کند.

این عمل از طریق دسته‌ای از تمرینات معنوی انجام می‌گیرد که پیروان این علم از آن آگاهند.اکنکار بر ارزش تجربیات معنوى به عنوان طبیعى‌ترین راه بازگشت به سوى خداوند تاکید دارد.



این راه به شما مى‌آموزد که چگونه براى افزایش آگاهى و لذت بردن از آزادى معنوى به درونتان بنگرید و گوش فرا دهید.

توسط آموزشها و تمرینات معنوى اکنکار خواهید توانست یک زندگى شاد، پر ثمر و متعادل داشته باشید و همچنین به اکتشاف جهانهاى معنوى خداوند بپردازید. همچنین آموزشهاى اکنکار بر دو ویژگى روح مقدس یعنى نور و صوت تاکید دارد و توسط این آموزشها خواهیم توانست با نور و صوت خداوند ارتباط برقرار کنیم و آنرا ببینیم و بشنویم. با بهره بردن از آموزشهاى اکنکار و تمرینات معنوى آن خواهیم توانست حضور روح مقدس را در زندگیمان تشخیص دهیم و مى‌آموزیم که ما روح هستیم، بارقه‌اى از خداوند که براى کسب تجربیات معنوى به این دنیا فرستاده شده‌ایم. و همینطور که شکوفایى معنوى حاصل مى‌کنیم، مى‌آموزیم که عشق خداوند را از طریق خدمت به دیگران بیان کنیم.

تاریخچه

اکنکار در زمان‌ انقلاب‌ فرهنگی‌ در دهه‌ 1960، زمانی‌ که‌ فرهنگ‌ جدید، مشوق‌ حکمت‌ رازورانه‌ باستانی‌ شد، پدید آمد. اکنکار از ریشه‌های‌ قــوی‌ تــاریـخی‌ برخوردار است‌. آن‌چه‌ پال‌ تـوئـیـچـل‌ انجام‌ داد، روزآمد کردن تعالیم‌ باستانی‌ با توجه‌ به‌ جهان‌ جدید بود. دانشمندان‌ معتقدند که‌ اکنکار صورت‌بندی‌ جدیدی‌ از عــقـــایـــد و اعــمـــال‌ بـــاســتـــانـــی‌ ســنــت‌ راداسوامی‌ (Radhasoami) با واژه‌ جدید اک‌ (Ech) است‌. این‌ ترکیب‌ جالب‌ حکمت‌ بـاسـتـانـی‌ و واژه‌پـردازی‌ جـدیـد، مـا را به‌ مـــقـــــایـــســـــه‌ اکـــنـــکــــار بــــا حــکــمــــت‌ الـهــــــــــی‌ (Theosophy) مــــــــــــــادام‌ بــــــــــــلاواتــــــســـــکــــــــــی‌ (Blavatsky) فرامی‌خواند.

بر اساس‌ گزارش‌های‌ گوناگونی‌ که‌ دوستان‌، خانواده‌ و طرف‌داران‌ پال‌ توئیچل‌ ارائه‌ داده‌اند و نیز آن‌چه‌ به‌ نظر تلاش‌ آگاهانه‌ پال‌ توئیچل‌ بـرای‌ پـرده‌ بـرداشـتـن‌ از جـزئـیـات‌ زندگی‌ خــصـوصـی‌اش‌ است‌، این‌ جزئیات‌ در نظر هواداران‌ اکنکار و هم‌چنین‌ دانشمندان‌ رازآلود پنداشته‌ می‌شود. حتی‌ رهبر اکنکار، هارولد کمپ‌ نیز با بیان‌ این‌ که‌ «توئیچل‌ عاشق‌ زندگی‌ خصوصی‌اش‌ بود» تصدیق‌ می‌کند که‌ توئیچل‌ با بیان‌ زندگی‌ خصوصی‌اش‌ سعی‌ کرده‌ آن‌هایی‌ را که‌ به‌ مطالعه‌ زندگی‌ وی‌ می‌پردازند، به‌ بیراهه‌ ببرد.

توئیچل‌ در دوران‌ جوانی‌ به‌ فعالیت‌های‌ گوناگونی‌ پرداخته‌ اما تلاش‌ کرده‌ تا از آن‌ به‌ عنوان‌ ابزاری‌ برای‌ بیان‌ واقعیت‌های‌ زندگی‌اش‌ استفاده‌ کند. از این‌ رو، وی‌ آثاری‌ از خود برجای‌ نهاد که‌ به‌ دلیل‌ ابهامات‌ موجود در آن‌، سال‌ها طول‌ می‌کشد تا تاریخ‌دانان‌ از آنها سر درآورند.

عمده‌ترین‌ سردرگمی‌، مربوط‌ به‌ تعیین‌ زمان‌، مکان‌ و طبیعت‌ تولد توئیچل‌ و نیز ویژگی‌های‌ مربوط‌ به‌ اوایل‌ زندگی‌ وی‌ است‌. پال‌ توئیچل‌ در سال‌ 1942 وارد نیروی‌ دریایی‌ شد و در همین‌ سال‌ با کامیل‌ بالو (Camil Balloew) ازدواج‌ کرد.

در این‌ ایام‌، زندگی‌ پربارش‌ را با روزنامه‌نگاری‌ شروع‌ کرد و با نام‌های‌ مختلف‌ برای‌ نشریات‌ دوره‌ای‌ گوناگون‌ قلم‌ می‌زد. در همین‌ زمان‌ بود که‌ به‌ توضیح‌ و تبیین‌ گروه‌های‌ گوناگون‌ دینی‌ پرداخت‌.

در سال‌ 1950 به‌ همراه‌ همسرش‌ به‌ عضویت‌ کــلــیــســــای‌ خــــودشــنـــاســـی‌ مـــونــیــســـم‌ مـطلق‌ (Church of Self Monism-Revelation of Absolute) و زیرشاخه‌ دنـبـالـه‌روی‌ از خـودشـناسی‌ (Self-Realization Fellowship) در واشــنــگــتـــن‌ درآمــد.

رهـبـری‌ ایـن‌ گـروه‌ را سـوامـی‌ پریماناندا (Swami Premananda) به‌ عهده‌ داشت‌ که‌ در نوشته‌های‌ آخر توئیچل‌ از او به‌ سودار سینق‌ (Sudar Singh) نیز یاد شده‌ است‌. به‌ دنبال‌ جدایی‌ از این‌ گروه،‌ در سال‌ 1955، پال‌ توئیچل‌ و همسرش‌ نیز از هم‌ جدا شدند. وی‌ سپس‌ به‌ کیرپال‌ سینق‌ (Kirpal Singh) پـــــــایــــــه‌گــــــذار روحــــــانــــــی‌ ساتسانگ‌ (Ruhani Satsang) شاخه‌ای‌ از سنت‌ راداسوامی‌ پیوست‌.

وی‌ علاوه‌ بر شاگردی‌ نزد کیرپال‌ سینق،‌ تحت‌ تأثیر ران‌ هوبارد (L.Ron Hobbard) به‌ جنبش‌ علم‌شناسی‌ (Scientology) ملحق‌ شد و به‌ مقام‌ «روشن‌» (Clear) نایل‌ آمد. در ادامه‌ پال‌ توئیچل‌ به‌ سبب‌ نزاعی‌ که‌ روی‌ نسخه‌ خطی‌ کتابش‌ با عنوان‌ دندان‌ نیش‌ ببر، میان‌ او و فرقه‌ ساسانگ‌ کیرپال‌ سینق‌ پدید آمد، پیوندش‌ را با آنها قطع‌ کرد. اندکی‌ پس‌ از قطع‌ روابط‌ با کیرپال‌ سینق‌ به‌ ارایه‌ سمینارهایی‌ در سان‌دیاگو کالیفرنیا درباره‌ هنر طی‌الارض‌ (Bilocation) یا آن‌چه‌ بعدها آن‌ را «سفر روح‌» نامید، پرداخت‌.

وی‌ از طرق‌ نوشته‌هایش‌ در نشریات‌ دوره‌ای‌ گوناگون‌ و نامه‌هایش‌ به‌ مردم‌، از جمله‌ همسر دومش‌، گیل‌ آتکینسون‌ (Gail Atkinson) به‌ معرفی‌ اکنکار به‌ دنیا پرداخت‌ و خود را به‌ عنوان‌ نهصد و یکمین‌ استاد اک‌ معرفی‌ کرد.

او مدعی‌ شـد کـه‌ تـعـالیمی‌ از اساتید وایراگی‌ اک‌ (Vairagi Exk Masters) دریافت‌ کرده‌ که‌ از جمله‌ آن‌ها یک‌ راهب‌ (Monk) تبتی‌ به‌ نام‌ ربازار تارز (Rebazar Tarz) بود.

اکنکار به‌طور رسمی‌ در 22 اکتبر 1965 در سان‌دیاگو کالیفرنیا به‌ صورت‌ یک‌ سازمان‌ غیرانتفاعی‌ تأسیس‌ شد.

در سال‌ 1971 پال‌ توئیچل‌ درگذشت‌. داروین‌ گـــراس‌ (Darwin Grass) بــه‌ عـنــوان‌ نهصد و هفتاد و دومین‌ استاد اک‌ جانشین‌ او شد.

پال‌ توئیچل‌ در زمان‌ حیات‌ بیش‌ از شصت عنوان‌ کتاب‌ نوشت‌ و افراد زیادی‌ را به‌ دین‌ اکنکار درآورد.

گراس‌ باعث‌ نزاع‌های‌ زیادی‌ درباره‌ اکنکار شد؛ چراکه‌ بسیاری‌ از طرفداران‌ این‌ آیین،‌ وی‌ را ‌ـ‌با این‌که‌ از سوی‌ هیئتی‌ از اعضای‌ اکنکار، از جمله‌ همسر پال‌ توئیچل‌ به‌ این‌ سمت‌ انتخاب‌ شده‌ بــود‌‌ـ شـایـسـتـه‌ جـانـشـیـنـی‌ اسـتـاد پـیـشـیـن‌ نمی‌دانستند.

سرانجام‌ گراس‌ تمامی‌ اختیارات‌ و مسئولیت‌هایش‌ را که‌ به‌ استاد زنده‌ اک‌ مربوط‌ می‌شد، از دست‌ داد و هارولد کلمپ‌ به‌ عنوان‌ نهصد و هفتاد و سومین‌ استاد زنده‌ اک‌ جانشین‌ وی‌ شد.

همچنین‌ دعاوی‌ حقوقی‌ چندی‌ میان‌ گراس‌ و اکنکار مبنی‌ بر استفاده‌ گراس‌ از واژه‌هایی‌ که‌ حق‌ تألیف‌ آن‌ با اکنکار بوده‌ است‌، مطرح‌ شد.

هارولد کلمپ‌ با تأکید بر ایدئولوژی‌ غربی‌ به‌ جای‌ سنت‌ راداسوامی‌ شرقی،‌ تغییرات‌ زیادی‌ در اکنکار پدید آورد. این‌ تغییر باعث‌ ایجاد پل‌ ارتباطی‌ میان‌ اکیست‌ و فرهنگ‌ امریکایی‌ شد. او از هواداران‌ اکنکار خواست‌ به‌ جای‌ آن‌که‌ همکاران‌ خوب‌ خدا باشند، به‌ جامعه‌ خدمت‌ کنند.

سوم. عقاید اکنکار

1. عقاید اصلی‌ مــطــــابــــق‌ اعــتــقــــادات‌ اکــیــســـت‌هـــا یـــا چلاها (Chelas)

اکنکار، طریقی‌ است‌ برای‌ همکارشدن‌ با خدا یا سوگماند (Sugmand) که‌ نه‌ مذکر است‌ نه‌ مؤنث‌. عقیده‌ بر این‌ است‌ که‌ سوگماند با روح‌ یا توازی‌ افراد از طریق‌ صوت‌ یا نور ارتباط‌ برقرار می‌کند. از این‌ رو، نام‌ دیگر اکنکار «دین‌ صوت‌ و نور» است‌. ارتباط‌ را اک‌ یا جریان‌ اک‌ می‌شناسند.

اک‌ طی‌ قرون‌ نام‌های‌ گوناگونی‌ گرفت‌. روح‌ مقدس‌، شبح‌ مقدس‌، لوگوس‌، کلمه‌، روح‌القدس‌، بانی‌ و وادان‌، شماری‌ از این‌ اسامی‌ هستند.

اکیست‌ها اک‌ را جریان‌ قابل‌ سماع‌ حیات‌ نیز تعبیر می‌کنند. هـدف‌ اصـلـی‌ چـلا (طـلبه‌ اک‌) رسیدن‌ به‌ خودشناسی‌ و در نهایت‌ شناخت‌ خداست‌. وقتی‌ شناخت‌ خدا حاصل‌ شد، آن‌گاه‌ چلا همکار حقیقی‌ خدا خواهد شد. در عین‌ حال،‌ دارای‌ هویت‌ فردی‌ نیز خواهد بود.

این‌ عقیده‌ با آن‌چه‌ در آیین‌ هندو و بودایی‌ وجود دارد که‌ فرد از راه‌ فانی‌شدن‌ کامل‌ در خدا و از دست‌ دادن‌ تمامی‌ هویت‌ فردی‌ با خدا یکی‌ می‌شود، تفاوت‌ دارد.

2. سفر روح‌

خـودشـنـاسـی‌ و خـداشـنـاسـی،‌ هر دو از راه‌ طی‌الارض‌ (همزمان‌ در دو مکان‌ بودن‌) یا آن‌چه‌ امروزه‌ از سوی‌ اکیست‌ها «سفر روح‌» نامیده‌ می‌شود، قابل‌ دست‌یابی‌ است‌. پال‌ توئیچل‌ در کتابش‌ با عنوان‌ «اکنکار: کلید جهان‌های‌ سر‌ی»‌ سفر روح‌ را به‌ «جداشدن‌ روح‌ از بدن‌» توصیف‌ مـــی‌کــنـــد.

سـفــر روح‌ بــا بـیــرون‌شــدگــی‌ اختروار (Astral Projection) که‌ صرفاً تشریح‌ روحانی‌ سیاره‌ اختری‌ است‌، تفاوت‌ دارد. سفر روح‌ عبارت‌ از تشریح‌ هر یک‌ از جهان‌های‌ خداست‌ و تنها دوازده‌ سیاره‌ شناخته‌شده‌ وجود دارد.

3. دین‌ زنده‌

اکنکار را یک‌ دین‌ زنده‌ که‌ به‌طور دایم‌ در حال‌ تغییر و تحول‌ است‌، می‌دانند. این‌ تغییرات‌ مدام،‌ موجب‌ می‌شود که‌ اکیست‌ها اتکای‌ شدیدی‌ بر رهبران‌ دینی‌ خویش‌ داشته‌ باشند.

این‌ رهبر، اسـتـاد اک‌ یـا مـاهـانتای‌ زنده‌ (Living Mahanta) نام‌ دارد. همیشه‌ یک‌ استاد اک‌ زنده‌ هست‌ و در زمره‌ کسانی‌ است که‌ به‌ اساتید اک‌ مـعـروف‌اند، که‌ مجموعه‌ آن‌ها را سلسله‌ وایراگی‌ می‌گویند.

اعضای‌ این‌ سلسله،‌ در معبدهای‌ «حکمت‌ طلایی‌» که‌ در سـیــاره‌هـای‌ گـونـاگـون‌ واقـع‌ شـده‌انـد، ساکن‌اند.

هدف‌ ماهانتا، راهـنـمـایـی‌ ارواح‌ چـلاهـا برای‌ بازگشت‌ به‌ خداست‌. ماهانتا اغلب‌ به‌ عنوان‌ استاد رؤیا که‌ مانند نقطه‌ آبی‌رنگ‌ نور ظاهر می‌شود، عمل‌ می‌کند.

ماهانتا در این‌ نقش‌، هم‌ حضور مطلق‌ و هم‌ علم‌ مطلق‌ است‌. استاد زنده‌ اک‌ از احترام‌ بـسـیـار بـالایـی‌ برخوردار است،‌ اما پرستش‌ نمی‌شود.

4. کرمه

اکیست‌ها نیز مانند بوداییان‌ و هندوها، به‌ کرمه‌ یا عقیده‌ بدهی‌ روحانی‌ به‌ گذشته‌ باور دارند. هدف‌ هر فرد، رهایی‌ از بدهی‌ کرمه‌ در زندگانی‌ گذشته‌ و یکی‌ شدن‌ با خداست‌.

«وقتی‌ با رفتار درست‌ به‌ خودشناسی‌ نایل‌ آمدید، از زندگانی‌ گذشته‌ رهایی‌ یافته‌ و باید بقیه‌ حیات‌ را بدون‌ بدهی‌ اضافی‌ سپری‌ کنید. اگر به‌ این‌ مرتبه‌ رسـیـده‌ بـاشـی‌، بـعد از مرگ‌ به‌ این‌ جهان‌ برنمی‌گردی‌.»

5. عمل

بیش‌ از یکصد تمرین‌ روحانی‌ گوناگون‌ در اکنکار هست‌ که‌ از جمله‌ آن،‌ خواندن‌ «HV» است‌ و عقیده‌ بر این‌ است‌ که‌ این‌ واژه‌ نام‌ قدیمی‌ خداست‌.

تمرین‌ دیگر، عبارت‌ است‌ از تمرکز روی‌ نور و صوت‌ یا چیزی‌ که‌ به‌ شکل‌ روحانی‌ ماهانتا معروف‌ است‌.

هارولد کلمپ‌، فهرستی‌ از تمرین‌های‌ روحانی‌ را درباره‌ رؤیاها در کتابش‌ با عنوان‌ «هنر رؤیابینی‌ روحانی»‌ آورده‌ است‌. رؤیاها در تمرین‌های‌ اکنکار تحت‌ رهبری‌ هارولد کلمپ‌ بسیار بااهمیت‌ شدند. از چلای‌ کوشا انتظار می‌رود که‌ از راه‌ مکاشفه‌ نیز که‌ دارای‌ چهار مرحله‌ است،‌ طی‌ طریق‌ کند.

چهارم. نزاع‌ها

1. پیش‌ از مرگ‌ توئیچل

مشاجره‌ درباره‌ اکنکار در اوایل‌ دهه‌ 1970، اندکی‌ پیش‌ از مرگ‌ توئیچل‌ شروع‌ شد. برخی‌ افراد در منبع‌ تعالیم‌ وی‌ تردید کردند و او ادعا کرد که‌ دیگران‌ به‌ دلیل‌ عدم‌ موافقت‌ با تعالیم‌ وی،‌ زندگی‌ او را تهدید کردند. توئیچل‌ مدعی‌ شد که‌ هیچ‌ یک‌ از آموزه‌هایش‌ را از منبع‌ بشری‌ قرض‌ نکرده‌ است، بلکه‌ حاصل‌ تجربه‌ شخصی‌ وی‌ از خداشناسی‌ در سال‌ 1965 و برآمده‌ از شهودی‌ است‌ که‌ طی‌ آن‌ تعالیم‌ را از «سلسله‌ اساتید اک‌» به‌ عنوان‌ استاد زنده‌ اک‌ به‌ دست‌ آورده‌ است‌. اما این‌ ادعاها به‌ مشاجرات‌ پایان‌ نداد.

2. داروین‌ گراس‌، نهصد و هفتاد و دومین‌ استاد اک

پس‌ از مرگ‌ توئیچل‌ در سال‌ 1971، نزاع‌ با آمدن‌ استاد زنده‌ اک‌، داروین‌ گراس‌ ادامه‌ یافت‌. بعد از یک‌ مبارزه‌ سخت‌ برای‌ کسب‌ قدرت‌ در درون‌ اکنکار بین‌ سال‌های‌ 1981 تا 1983، گراس‌ کنار گذاشته‌ شد و به‌ جای‌ او هارولد کلمپ‌، استاد زنده‌ اک‌ شد. گراس‌ گروه‌ خـاصـی‌ بـا عـنـوان‌ تـعالیم‌ باستانی‌ اساتید (ATOM) تشکیل‌ داد و مدعی‌ شد که‌ تعالیم‌ جدیدی‌ را آغاز نکرده،‌ بلکه‌ به‌ گسترش‌ تعالیم‌ پال‌ توئیچل‌ همت‌ گمارده‌ است‌. اکنکار او را از استفاده‌ از علایم‌ و اصطلاحات‌ انحصاری‌ خــویــش‌ مـنـع‌ کـرد.

گـراس‌ را هــمــچــنــان‌ نـهـصـد و هـفـتاد و دومین‌ استاد اک‌ می‌دانند اما تصویر او در معبد اک‌ نصب‌ نیست‌ و در بحث‌هایی‌ که‌ از اساتید گذشته‌ اک‌ می‌شود از او نامی‌ برده‌ نمی‌شود.

3. جنبش‌ بیدارباش‌ روحانی‌ (MSIA)

در همین‌ اوضاع‌ و احوال‌، جان‌ روجر هینکینز (John Roger Hinkins) تـلاش‌هایی‌ بـرای‌ ایـجاد گروهی‌ مذهبی‌ با نام‌ جنبش‌ بیدارباش‌ روحـــــــانـــــــی ‌(Movement of Spiritual Awareness) در سال‌ 1971 آغاز کرد؛ گروهی‌ که‌ اکنکار را به‌ شدت‌ به‌ صورت‌ سازمان‌ عقاید و اعمال‌ بازسازی‌ کرد.

4. دیوید سی‌. لین‌ (David C.Lane)

زمانی‌ که‌ لین‌، استاد مطالعات‌ دینی‌، پال‌ توئیچل‌ را به‌ سرقت‌ ادبی‌ از اساتید خویش‌ و جـعـل‌ تـمـام‌ تاریخ‌ اکنکار متهم‌ کرد، این‌ مشاجرات‌ و نزاع‌ها به‌ اوج‌ خود رسید. او اساساً خود را وقف‌ اثبات‌ این‌ ادعا کرد که‌ اکنکار و جنبش‌ بیدارباش‌ روحـانـی‌ چـیـزی‌ بـیشتر از سرقت‌ از سنت‌ راداسوامی‌ نیستند.

بیشتر تــلاش‌هــای‌ لـیـن‌ را مــی‌تـوان‌ در سـایـت‌ وی ‌(The Neural Sutfer) یافت‌. مطالعات‌ تطبیقی‌ دیگر درباره‌ ایـن‌ سـه‌ آیـیـن‌ را مـی‌تـوان‌ در سـایـتی‌ با عنوان «The Genealogical Connection» مطالعه‌ کرد.

پنجم. برخی‌ سایت‌های‌ مربوط‌ به‌ اکنکار

1. سایت‌ رسمی‌ اکنکار، دین‌ نور و صوت‌ خدا:
eckankar.org

2. گفت‌وگو در عصر انتقاد:
Littleknownpubs.com/Dialogintro.htm

سایت‌های‌ دانشگاهی:‌

3. مرکز مدارای‌ دینی
religioutolerance.org/eck.htm
(Center for Reliouns Tolerance)

4. ارتباط‌ تبارشناختی
crl.com/ozark/eck 
(Genealogical Connection)

سایت‌های‌ ضد اکنکار:

1. صفحه‌ اکنکار غیر مجاز
inguild.co/homes/eckcult

2. موج‌ نوار عصبی‌
vclass.mtsac.com/areoasis/oasis/titlepaye
(Neural Surfer)

3. حامیان‌ مسیحی‌ و روحانیت‌ تحقیقی
Carm.org/cults/eckankar.htm

ششم. کتاب‌های‌ منتشرشده‌ اکنکارها در ایران

در ایران‌ نیز اکنکار و بنیان‌گذار آن‌ پال‌ توئیچل،‌ نـاشـناخته‌ نیستند. مجموعه‌ای‌ از آثار پال‌ تـوئـیـچـل‌ بـه‌ زبان‌ فارسی‌ ترجمه‌ شده‌ که‌ فـهـرسـتـی‌ از آنـهـا تـقـدیـم‌ می‌شود. برخی‌ کتاب‌های‌ هارولد کلمپ‌ استاد زنده‌ اک‌ نیز ترجمه‌ شده‌ است‌.

1. اکنکار کلید جهان‌های‌ اسرار، پال‌ توئیچل‌، تـرجـمـه‌ هـوشـنـگ‌ اهـرپـور، تـهران‌، زرین‌: نگارستان‌ کتاب‌، 1379، 404 ص‌.

2. سرزمین‌های‌ دور، پال‌ توئیچل‌، ترجمه‌ هوشنگ‌ اهرپور، تهران‌، زرین‌، نگارستان‌ کتاب‌، 1379، 380 ص‌.

3. نی‌نوای‌ الهی‌، پال‌ توئیچل‌، ترجمه‌ مهیار جلیالیانی‌، تهران‌، امیر قلم‌، 1381.

4. اک‌: عـلـم‌الاسرار رؤیاها، پال‌ توئیچل‌، تـرجـمـه‌ هـوشـنـگ‌ اهـرپـور، تـهـران‌، زرین‌: نگارستان‌ کتاب‌، 1379، 342 ص‌.

5. از استاد بپرسید (2)، مجموعه‌ پرسش‌ و پـاسخ‌های‌ ده‌ساله‌ از استاد، هارولد کلمپ‌، ترجمه‌ امینه‌ اخوان‌ تفتی‌ و گیتی‌ بحرینی‌، تهران‌، امیرقلم‌، 1381.

6. اک‌ ـ ایناری‌، پال‌ توئیچل‌، ترجمه‌ هوشنگ‌ اهرپور، تهران‌، زرین‌: نگارستان‌ کتاب‌، 1379، 342 ص‌.

7. اک‌ ـ ویدیا دانش‌ باستانی‌ پیامبری‌، پال‌ توئیچل‌، ترجمه‌ هوشنگ‌ اهرپور، تهران‌، زرین‌، نگارستان‌ کتاب‌.

8. دفـتـرچـه‌ مـعـنوی‌، پال‌ توئیچل‌، ترجمه‌ هوشنگ‌ اهرپور، تهران‌، زرین‌: نگارستان‌ کتاب‌.

9. نسیمی‌ از بهشت‌، گوشه‌هایی‌ از زندگی‌ پالجی‌، براد استایگر، ترجمه‌ هوشنگ‌ اهرپور، تهران‌، زرین‌، نگارستان‌ کتاب‌.

منبع: ماهنامه اخبار ادیان، شماره 2

+نوشته شده در یکشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت٢:٢٩ ‎ب.ظتوسط نادر | نظرات ()